پرتو نوریعلا

پرتو نوریعلا در ایران و در خانوادهای فرهیخته و اهل قلم زاده شد؛ خانوادهای که شعر در آن نه یک علاقه، بلکه میراثی زنده بود. هر دو پدربزرگ او، مادرش و برادر بزرگش شاعر و از چهرههای ادبی بودند. او از سالهای نوجوانی دل در گرو ادبیات نهاد و این دلبستگی، مسیر زندگی حرفهای و فکریاش را برای همیشه رقم زد.
نوریعلا تاکنون دوازده کتاب در حوزههای شعر، نقد ادبی و هنری، داستان، نمایشنامه و روایت منتشر کرده است. آثار او در مرز میان خلاقیت و تفکر انتقادی حرکت میکنند و همواره به نسبتِ هنر و آگاهی، زبان و هویت، و حافظه و تاریخ پرداختهاند.
از مجموعهشعرهای او میتوان به «سهمی از سالها» (انتشارات ققنوس، تهران؛ چاپهای بعدی در لسآنجلس)، «از چشم باد»، «زمینم دیگر شد»، «سلسله بر دست در برج اقبال»، «از دار تا بهار» و «چهار رویش» (منتشرشده به دو زبان فارسی و انگلیسی) اشاره کرد. در حوزهی داستان و نمایش نیز آثاری چون «مثل من»، نمایشنامهی «فردای میهن» و روایت «مانا» از او منتشر شدهاند.
در عرصهی نقد و پژوهش ادبی، کتابهای «دو نقد» و «هنر و آگاهی» از آثار شاخص او بهشمار میروند؛ «هنر و آگاهی» که مجموعهای از مقالات و نقدهای ادبی است، در ایران، آمریکا و اروپا بارها تجدید چاپ شده است. همچنین همکاری او با محمدعلی سپانلو در احیای کتاب «مرآتالبلدان یا جغرافیای ناصری» (تهران، ۱۳۶۶) نشانگر پیوند عمیق او با میراث فکری و متنی ایران است.
در سال ۱۹۹۴، هیئت داوران مسابقهی ادبی انتشارات باران در سوئد، جایزهی نخست «بهترین منتقد سال» را به او اهدا کردند؛ افتخاری که جایگاه تأثیرگذار او را در نقد ادبی فارسی، بهویژه در فضای فرهنگی مهاجرت، تثبیت کرد.
صدای نوریعلا در طول دهههایی سرشار از انقلاب، مهاجرت، دگرگونیهای اجتماعی و فقدانهای شخصی، همواره صدایی توأمان شاعرانه و اندیشمندانه بوده است؛ صدایی ریشهدار در سنت ادبی فارسی و در عین حال در گفتوگویی انتقادی با جهان مدرن.
او نه تنها راوی زمانهی خویش، بلکه یکی از صداهای شکلدهندهی آن است.
