|

دستگیرم نکنید

نشر آسمانا در 24 مارچ 2026 منتشر کرد

مجموعه شعر

اکبر فلاح زاده

انسان در زمانه درد و دار موضوع این اشعار است.

این انسان جایی ندارد برود، اما او را می‌گیرند و به زور به یک جایی می‌برند:

به داخل جیپ گشت هل می‌دهند یا در یک گاراژ بی‌نام و نشان در میان انبوه بازداشتی‌ها می‌چپانند.

یک جا دخترکی است که در کودکی با مادرش در خیابانها دنبال نذری می‌گردد تا شکمش را سیر کند؛ یک جا در ده سالگی از کوچه‌های کودکی در محلات فلکزده به بیابان گریخته تا به زور عروس نشود.

یکجا با موهای پریشان به خیابان دویده و گیر لباس شخصی‌ها افتاده؛ یک جا جلوی دکه روزنامه‌فروشی دستگیر شده؛ جایی دیگر در شب تاریک ناموس از شوهر مظنونش چاقوخورده و خونین به زمین افتاده: جیغ و عربده در دل تاریکی شیشه‌ها را در کوچه‌های نامردی می‌شکنند.

عزا عزاست هر روز. همه جا نوحه و روضه می‌خوانند و خیابانها پر از سایه و مرده است.

مرده‌ها مثل برگهای پاییزی روی زمین ریخته‌اند. در که می‌گشایی باید احتیاط کنی آن‌ها را زیر پا له نکنی.

با وجود اقتدار وحشت و مرگ، مرگ قادر مطلق نیست و زندگی از هر فرصتی سود می‌برد تا از زندان و مرگ بگریزد و شاد و آزاد زندگی کند:

نیمه‌های شب

یکی محکم به در کوفت

دیدیم مرگ است

باز زدیم و رقصیدیم

با وجود سرکوب، زندگی تمام نمی‌شود؛ از دل مرگ می‌روید:

هر چه می‌زدند

ما نمی‌مردیم

سرانجام

زنده دفن‌مان کردند

دیدند

داریم می‌روییم

برای تهیه کتاب بر روی این لینک کلیک کنید

Other Books & Events