|

هیجان‌الوطن

اثری از

میرزا فتح‌الله قدسی کرمانی (فواد کرمانی)

تصحیح انتقادی و معرفی:

مهدی گنجوی و علی مظفری سیرجانی

همراه با مقالاتی درباره زیست و روزگار فواد کرمانی و میراث گفتمان ازلی در جنبش مشروطه از

منوچهر بختیاری

علی مظفری سیرجانی

و یادداشتی از

مهران راد

جنبش ازلی، که پس از مرگِ باب و در تقابل و رقابت با آیینِ بهائی شکل گرفت، تنها یک حرکت دینی نبود، بلکه یک نظام فکری و گفتمانی را پروراند که در سیاست، فقه و حقوق، جامعه، اخلاق ، آموزش و فرهنگ به تولید اندیشه پرداخت. ازلیان کوشیدند در درونِ سنتِ اسلامی ـ ایرانی، قرائتی باطنی، ضداستبدادی و تحول‌خواه پدید آورند؛ قرائتی که از یک‌سو بازپردازیِ سنتِ اسلامی را مطالبه می‌کرد و از سوی دیگر، با افزودن بر کانون‌های متنی و جابه‌جاییِ مرجعیت، در پیِ دگرگون‌سازیِ بنیان‌های اقتدارِ دینی بود. از این حیث، ازلیان در موقعیتی میانجی قرار داشتند و میانِ سه قلمرو در نوسان بودند: سنتِ عرفانی و باطنی، عقلانیتِ مدرن، و اندیشهٔ رهایی.
ازلیان می‌دانستند که بیان آشکار عقایدشان در ایران قاجاری به بهای جان تمام می‌شود. از همین‌رو، نوشتارشان چهره‌ای دوگانه یافت: سطحی آشکار و سطحی باطنی. در ظاهر، نصیحت می‌گفتند و اصلاح اخلاق مردمان را خواستار بودند.اما، در باطن، نقد مرجعیت و انحلال نهاد روحانیت، نقد شریعت اسلامی و دعوت به شریعتی بازپرداخت شده، و دعوت به مبارزه با قاجار را دنبال می‌کردند.
این دوگانگی در آثارِ فؤادِ کرمانی، به‌ویژه در هیجان‌الوطن (تاریخ سرایش احتمالا 1333 ق/1293 شمسی /1914 میلادی)، نمودِ روشنی دارد. زبانِ شعر در نگاهِ نخست، زبانی ملی و خطابی است، اما در سطحی عمیق‌تر، با اندیشه و جهان‌بینیِ جنبشِ بابی و دلالت‌های اجتماعی و سیاسیِ آن واردِ گفت‌وگو می‌شود. از همین‌رو، اگر متن با نگاهی رمزخوان و آگاه به اشاراتِ ازلی و محاسباتِ عددیِ کلمات خوانده نشود، ممکن است صرفاً به‌عنوان متنی سکولار یا اصلاح‌طلبِ شیعیِ مشروطه‌خواه فهم شود و لایه‌های متمایزِ فکریِ آن نادیده بماند. نادیده‌ماندنی که آفت بسی خوانش‌ها از عقاید ازلی‌ها و تفسیرگری‌های مشروطه ایرانی است.
کرمان ان دوران را گاه پایتخت ازلیه خوانده اند. فؤاد، شاعرِ مشروطۀ کرمان است و از آن‌جا که چهره‌هایی چون میرزا آقاخان، شیخ احمد روحی، میرزا رضا، مجدالاسلام و ناظم‌الاسلام از این شهر برخاسته‌اند، مطالعهٔ شعرِ او به‌منزلۀ گشودنِ دریچه‌ای برای شناختِ یکی از کانون‌های مهمِ مشروطۀ ایرانی، یعنی کرمان، تلقی می‌شود. کرمانِ روزگارِ فؤاد میدانِ تلاقیِ آرا و عقاید گوناگون بود و به‌درستی می‌توان آن را کارگاهی پرجوش‌وخروش از اندیشه‌های الهیاتی دانست؛ شهری که در آن، شیخیان، اسماعیلیان، نعمت‌اللهیان، بهائیان و ازلیان حضور داشتند و در پیِ مراوده و نزاع بر سرِ نسبتِ امرِ کهن و امرِ نو، بسیاری از مفاهیمِ آیندهٔ ایران را در همین سپهر صورت‌بندی کردند.
کتاب فعلی، افزون بر آن‌که تصحیحی انتقادی و دقیق از این اثر به دست می‌دهد، کوششی آگاهانه برای بازاندیشی در برخی روایت‌های تثبیت‌شده از مشروطیت ایران نیز به‌شمار می‌آید. اثر حاضر با فراهم‌آوردن متنِ تصحیح‌شده و معرفیِ زمینه‌های تاریخی، فکری و اجتماعیِ آن، می‌کوشد این متن را از جایگاهِ صرفاً ادبی یا محلی بیرون بکشد و در دلِ منازعاتِ گفتمانیِ عصر مشروطه بنشاند. در کنارِ تصحیح و معرفی، مجموعه‌ای از مقاله‌ها نیز آمده است که هدفِ آن‌ها نه صرفاً شرح و توضیح، بلکه مداخله‌ای تحلیلی در فهمِ گفتمان مشروطیت در ایران است؛ مداخله‌ای که می‌کوشد از مرکزیتِ روایت‌های تهران‌ و‌تبریز محور فاصله بگیرد و نقشِ ایالات، به‌ویژه کرمان، را در شکل‌گیری، تداوم و تنوعِ این جنبش برجسته سازد.

برای تهیه نسخه فیزیکی کتاب بر روی این لینک کلیک کنید

Other Books & Events