
یوسف، یوزف، جوزپه
نمایشنامه از
یوسف، یوزف، جوزپه جننامهای در جامهی نمایشنامه است؛ جننامهای دربارهی جنگ به روایت جنزدگان.
یوسف، یوزف، جوزپه در بوقوکرنای اصلاحات، بر آوارِ کوی دانشگاه به دنیا آمد و بیدرنگ انکار شد تا در عمارت عبای شکلاتی پروندهاش بسته شود.
در خشمِ خس و خاشاک، به همتِ جانهایی شیفته، جان گرفت؛ اجراش اما در تالار مولوی توقیف شد تا در کابوس کاپشن بهاری پروندهاش بسته شود.
در تب تدبیر و امید، به سعیِ جمع جانسخت دیگری برخاست؛ اما به ظنِ مضمون خطرناک، درِ تئاتر شهر به رویش بسته شد تا در لوای لبادهی بنفش پروندهاش بسته شود. با اینهمه، یوسف، یوزف، جوزپه را کسانی، کم یا زیاد، کج یا راست، بر صحنههایی پیدا و ناپیدا نشاندند تا امروزِ دور از خانه بر خوانِ کاغذ بنشیند، تا باز پریدن بتواند،… پرونده چنین باز بمانَد.
برای تهیه نسخه کاغذی کتاب بر روی این لینک کلیک کنید
برای تهیه نسخه الکترونیکی کتاب بر روی این لینک کلیک کنید
