
Published by Asemana Books:
فرار از مجتمع دخترانه
رمانی از
محبوبه موسوی
بیآبی، فرونشست زمین، ترس و تعقیب و گریز دست به دست هم داده است تا شهری را بهم بریزد که دخترانش در ناکجاآبادی در حاشیهی شهر بزرگ، در محاصرهی خشکسالی و زباله، ساکن مجتمعی زندانمانند، ترس را به اعماق جان میکشند و از اندیشهی فرار برای خود رؤیا میسازند، بیخبر از اینکه مدتهاست در شهر بزرگ بسیارانی، یا از تجسس مأموران و یا از بیم دستگیر شدن، در حال گریزند . در آخرالزمان چنین سرزمینی معجزه از درون خانه رخ میدهد، ساختمان خانهای قدیمی که حالا تبدیل به مجتمع- زندان دختران بدسرپرست شده است.
برای تهیه نسخه کاغذی کتاب بر روی این لینک کلیک کنید
برای تهیه نسخه کیندل به این لینک مراجعه کنید
Escape from the Girls’ Complex
A novel by
Mahbobe Mousavi
Drought, sinking earth, fear, and pursuit have all conspired to unravel a city—where young women, stranded in a wasteland on the fringes of a sprawling metropolis, hemmed in by drought and refuse, live confined within a prison-like compound. They swallow fear to their core and weave dreams of escape, unaware that, for some time now, countless others across the great city have also been fleeing—hounded by agents or paralyzed by the dread of capture. In the end times of such a land, a quiet miracle stirs from within the walls of a crumbling house, now turned into a fortress-prison for girls abandoned by their families.
To purchase the book click here.
To purchase the kindle version click here.

محبوبه موسوی
محبوبه موسوی، معلم پیشین، نویسنده و پژوهشگر ادبی اهل نیشابور است. در دانشگاه، تاریخ خوانده است و اولین فعالیت ادبیاش انتشار داستانی برای گروه سنی الف بوده است با اقتباس از داستان «زال و سیمرغ» شاهنامه به نام «یک پرنده، یک پسر» که در سال 1381 شمسی منتشر شد. سپس به همکاری با ناشران خراسان در زمینهی ترجمه و ویرایش پرداخت و سال 1386، اولین ترجمه او از روی اثری از «ناتالی بابیت»، نویسندهی کانادایی به نام «زندگی ابدی خانواده تاک» منتشر شد. اولین رمان او به نام «سکوتها»، نخستین بار با همکاری «خانه هنر و ادبیات گوتنبرگ» و «نشر ارزان» سوئد در سال 2012 میلادی منتشر شد که چند سال بعد همین رمان، در ایران مجوز گرفت و توسط نشر مرکز در تهران منتشر شد. «خانهای از آن دیگری»، مجموعه دو داستان بلند است که توسط همین انتشارات منتشر شده است و در فضایی ترسناک و وهمی، نگاهی به دو مسألهی اساسی انسان، مرگ و اروتیک، دارد که علیرغم جدال درونی، دوشادوش هم پیش میروند. مجموعه داستان «طرف تاریکی»، گزینش و ترجمهای است از داستانهای جهان که باز هم فضای وهمی و ترسناک را دنبال میکند.
محبوبه موسوی، در این سالها در کنار تدریس به ترجمهی چند رمان به سفارش ناشران مختلف پرداخت، از جمله رمان پرخوانندهی «دختری در قطار» که اولین ترجمه از این اثر را به بازار فرستاد.
در سال 1395 به دعوت انجمن ادبی اتریش و مجله بخارا، در شب نویسندگان ایران و اتریش، داستان «نقطه کور» او خوانده و ترجمه شد. این داستان بعدها در مجموعه داستان «بازخوانی چند جنایت غیرعمدی» منتشر شد که به مرگهای غیرعادی در جریان روال عادی زندگی میپردازد. داستانهای مجموعه علیرغم استقلال از یکدیگر، موضوع واحد خرده جنایتهای رفتارهای جمعی را دنبال میکند. «خرگوش و خاکستر» دومین رمان او در فضایی رئال است که به اشتیاق زنان برای رهایی از سلطهی مردانه و شوق زندگی با هنر در زنان و مردان میپردازد.
او که تجربهی زندگی در مناطق مختلف ایران از جنوب تا شمال کشور را دارد، ردپای هر منطقه در داستانهایش خود را نشان میدهد از آبادان جنگزده در «سکوتها» تا گیلان بارانی در «لنگه کفشها» و «بازخوانی…» و خراسان در «خرگوش و خاکستر» و حاشیهی تهران در «فرار از مجتمع دخترانه». موسوی علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه به کارهای پژوهشی هم پرداخته است و «انسان و زمین؛ بررسی ادبیات داستانی از منظر زیست محیطی» به نقد محیط زیستی داستانهایی از نویسندگان ایران و جهان پرداخته است که دغدغهی حفظ زمین و محیط زیست در داستانهایشان هویداست. او که همچنان مشغول نوشتن کار تازهاش است، مهمترین دغدغهاش را ادبیات خلاق میداند تا با خلق جهانهای دیگر، نقبی به معنای بودن بزند. بودن در جهانی که در اثر زخم زدنهای انسان، روز به روز کوچکتر میشود؛ خلق معناهای فراخ فقط در ادبیات و هنرها میسر است.
Mahbobe Mousavi
Mahboubeh Mousavi, a former teacher, is a writer and literary researcher from Neyshabur. She studied history at university, and her first literary activity was the publication of a children’s story adapted from the “Zal and Simorgh” tale in the Shahnameh, titled A Bird, A Boy, which was published in 2002. She later collaborated with Khorasan publishers in the fields of translation and editing. In 2007, her first translation—a Persian version of Tuck Everlasting by Canadian author Natalie Babbitt—was published.
Her debut novel, Silences, was initially released in 2012 through a joint effort between the Gutenberg House of Art and Literature and Arzan Publishing in Sweden. A few years later, it was published in Iran by Nashr Markaz in Tehran. A House Belonging to Another, a collection of two novellas, was also released by the same publisher. Set in a haunting and surreal atmosphere, the book addresses two fundamental human themes—death and eroticism—that, despite internal conflict, proceed side by side.
Mousavi’s short story collection The Dark Side is a selection and translation of stories from around the world, continuing her exploration of eerie and uncanny themes. Alongside teaching, she has translated several novels for various publishers, including the widely read The Girl on the Train, for which she delivered the first Persian translation to the market.
In 2016, invited by the Austrian Literary Society and Bukhara magazine, her story The Blind Spot was read and translated at the Iran-Austria Writers’ Night. This story was later included in her short story collection Revisiting Several Unintentional Crimes, which delves into unusual deaths occurring within the ordinary flow of life. Despite the independence of the stories, the collection is thematically unified, focusing on the minor crimes inherent in collective behavior.
Her second novel, Rabbit and Ashes, is set in a realist context and explores women’s longing for liberation from male dominance and their passion for life through art, affecting both women and men.
Having lived in various regions across Iran, from the south to the north, Mousavi reflects these settings vividly in her stories—from war-torn Abadan in Silences to rainy Gilan in A Pair of Shoes and Revisiting…, and Khorasan in Rabbit and Ashes, as well as the outskirts of Tehran in Escape from the Girls’ Complex.
In addition to writing novels and short stories, Mousavi has engaged in research projects. Her work Human and Earth: A Literary Study from an Environmental Perspective offers an eco-critical reading of stories by Iranian and international writers concerned with environmental preservation. For her, in a world increasingly shrinking under the wounds inflicted by humanity, it is only through literature and the arts that broader meanings can be created.
بریده از رمان
پیرزن، با عصای بلند چوبینش، پیشاپیش همه بود و در آهستگی قدمهایش هم انگار تند راه میرفت. آیدا از حیاط رفت بیرون و در را به روی ممدعلی بست و تکیه داد به در تا برسند. دوباره باز کرد و رفت داخل و از لای در به آنها که مورچهوار و با طمأنینه پیش میآمدند، خیره شد. نزدیکتر که رسیدند گفت: «من چیزی ندارم اینجا.» زنها، زنهای خمیده که او آنها را کوتوله دیده بود همچنان در سکوت و با سرهایی بالا گرفته پیش میآمدند. پیرزن-کر از نهیبِ آیدا- با لهجهی غریبش چیزی به دیگران گفت که با شنیدنش بر چهرهشان «دمای لبخندی» نقش بست. آیدا، حالا ترسیده، خودش را به لتِ نیمباز در چسباند. بعد پشت کرد تا از جمعیت سایه بگریزد. از ترس خود ترسید. « اینها کسانی بودند که او را در وقت بیهوشی و تشنج غش نجات داده بودند! او از پروانه نترسیده بود پس چرا از اینها میترسید؟» ترس عقل نداشت و راه به این حرفها نمیداد، کار خود میکرد. ترس در را چهارتاق باز کرد. ترس دست شد و فوراً در را بست. حالا سایهها صدا داشتند و پشت در همهمه بود. صدای پیرزن پیشقراول بود که گفت «در را بازکن دختر. ما گرسنهایم. کاریت نداریم.» ممدعلی، گربهی کور به بغل، خودش را انداخت پشت آیدا. هلش داد کنار. گوژ پشتش را به او کرد و در را باز کرد. ذهن آیدا در گیر و دار ترس و شرم، کشیده شد به گربه که خودش را از دیوار حیاط نوری بالا کشیده و بیرون آمده. ترس فلج شد و کنار کشید تا زنها یکییکی داخل شدند. در را پشت سرشان نبستند
